تبلیغات
نقاشی - زندگینامه پیتر بروگل


نقاشی

وبسایت شخصی مهدی صادقی زاده متولد 1373 ،تهران

 

 

 

 

پیتر بروگل(1569-1525) نقاش هلندی دوران رنسانس است كه به جهت نقاشی مناظر طبیعی و زندگی روستایی شهرت دارد(نقاشی طبقاتی) از آن جایی كه اكثر اعضای خانواده بروگل نقاشان شهیری گشتند برای متمایز كردن پیتر بزرگ به او لقب بروگل روستایی داده اند. شواهدی موجود است كه او در بردا متولد شده و پسر یك روستایی بوده كه در دهكده بروگل می زیسته است.

بروگل پس از آن كه در اوان زندگی توانایی و استعداد اعجاب آمیزش را در نقاشی نشان داد به شاگردی پیتر كوئكه فن الست در آمد و سپس با دختر او مایكن ازدواج كرد. او مدتی را در فرانسه و ایتالیا گذراند و سپس به انتورپ رفت و در آنجا به سال 1551 به عنوان استاد به عضویت انجمن نقاشان در آمد. بروگل خیلی زود بار سفر بست و راهی ایتالیا شد سپس به انتورپ بازگشت اما ده سال پایانی زندگی را به طور مداوم در بروكسل به سر برد. او در هنگام مرگ دو فرزند داشت پیتر بروگل جوان و یان بروگل بزرگ كه هر دو نقاشان بزرگ و تحسین برانگیزی از آب درآمدند از آنجایی كه فرزندان بروگل در زمان مرگش بسیار كم سن و سال بودند به نظر می رسد كه آموزششان بیشتر بر عهده مادرشان كه خود نیز یك نقاش بود صورت گرفته باشد.

هنر بروگل آخرین مرحله در پیشرفت نقاشی سنتی هلند است كه با یان ون ایك در قرن 15 آغاز شد. این سنت انتزاع هنر قرون وسطا را به یك دید تجربی از واقعیت تغییر داد. بروگل به صراحت تاثیر هنرمندان ایتالیایی رنسانس و تعابیر كلاسیكشان را كه بر آثار اكثر نقاشان هم دوره اش غالب است رد كرد. به جای موضوعات اساطیری، بدن های عریان و صحنه های شاعرانه، هنر بروگل صحنه هایی از طبیعت را به تصویر می كشد كه خارج از قواعد واقع نمایی در عصر بروگل می نماید. برخلاف بسیاری از نقاشان، پیتر بروگل به دلیل عدم تمایل به ستایش شخص خود به ندرت نقشی از خود تصویر كرده است و این كار را برای شناسایی چهره هنرمند مشكل می نماید. هر چند كه به طور كاملا اتفاقی ممكن است تصویر مردی عادی در گوشه تابلوهای او ببینید كه به نظر می رسد خود نقاش باشد. از جمله در تابلوی نقاش و مشتری كه به شكل واضح تری به نقاش پرداخته شده است.
كارهای اولیه بروگل چشم اندازهای طبیعی بودند، علاقه ای كه در سرتاسر عمر پا بر جا ماند. تعدادی از نقاشی چشم اندازهای افق كه در سفر ایتالیا كشیده بود توانایی منحصر به فرد او را در به تصویر كشیدن تغییرات فصلی و كیفیات جوی طبیعت نشان گر است. همین شاخصه ها در آثار متاخر او نیز به چشم می خورد از جمله در "چشم انداز زمستان با یك دام پرنده"(1565)
مردم در برف و یخ ها مشغول شادمانی هستند؛ حال آن كه كمی آن طرف تر پرندگان در كنار دری كه به عنوان تله كار می كند به وضع رقت باری گرد آمده اند. از آنجا كه بسیاری از پرندگان به بزرگی مردم عادی در نقاشی تصویر شده اند برخی این اثر را نه تنها نمایش یك چشم انداز زمستانی تفسیر كرده اند بلكه عنوان می كنند كه در وهله اول اثر به بیننده در مورد خطرهای مدوام محیط پیرامون هشدار می دهد!


پس از بازگشت به انتورپ در 1555 بروگل كارش را با گراور زدن برای انتشارات هیرونیموس كوك ادامه داد. برخی از آثار او در این دوره چشم اندازهای طبیعی است اما بقیه آثار به طور روشنی نشان دهنده تلاش بروگل بر نقاش بزرگ و مشهور پیشین، هیرونیموس بوش است.تصاویر عظیم و خارق العاده و كوتوله های دیواسا در سری "هفت گناه مرگبار"(1557) در همین راستاست. همچنین است "سرزمین كوكین"(سرزمینی افسانه ای سرشار از لذت و آسایش) كه به سال 1567 به تصویر درآمد. یك نقاشی چشم گیر از مردی نیمه هشیار كه با پوستینی قهوه ای به پشت لمیده در حالی كه مشخص است مقدار زیادی غذا خورده و شاید مقداری هم آبجو!
در اواخر دهه 1550 بروگل شروع به كار بر روی یك سری تابلوهای بسیار عظیم با ساختی پیچیده كرد تا با كمك آن بتواند گوشه هایی از زندگی ملت فلاندر را به تصویر كشد. اولین نمونه این آثار یك پرتره دانشنامه وار از "ضرب المثل های هلندی"(1559) رایج بود كه با "مبارزه میان كارناوال و روزه" (1559) و "بازی های كودكانه"(1560) ادامه یافت.
شاخصه تمام آثار بروگل نگاه دقیق به سرشت انسانی، لطافت فراگیر، و نشاط تصاویر روستایی اوست. این تصاویر با وجود سادگی در تركیب رنگ در توصیفشان از زندگی خشن روستایی و تلاش برای بقا بی نظیر هستند. مثال های متاخر و كامل تر آثار روستایی او شامل "رقص روستایی" و "عروسی روستایی" است(هر دو 1568). در طی دوران زندگی بروگل او علاقه شدیدی بهع زندگی ناملایم كشاورزان پیدا كرد، كشاورزانی كه تا آن زمان در آثار او به نوعی "تحمل می شدند" در "رقص روستایی" به ناگاه در جامه قهرمانان درآمدند.
پژوهشگران هنری جدید برخلاف گذشتگان كه آثار بروگل را تنها نمایه هایی ساده از سنت ها و چشم اندازهای معمولی كه توسط نقاشی روستایی خلق شده می دانستند، بروگل را به لحاظ محتوا نه فرم صرف نقاشی با درك بالای هنری می دانند همان طور كه آبراهام اورتلیس می گوید:
"آن نقاشانی كه تصاویر دل نشینی در سال های طلایی زندگی شان خلق كرده اند،و به دنبال فرانهادن سوژه تصویر شده به فراتر از
مرزهای رمز و راز بوده اند و یا  ظرافتی را كه در تخیلات آزادشان دیده اند را در تمامی سطوح اثر بپراكنند، به مدل هایشان خیانت كرده اند و بنابراین از پروراندن زیبایی حقیقی آنها عاجز مانده اند. بروگل ما از این عیب بری است."
آثار بروگل به طور وسیع و حتی گاه بسیار متضادی به اعتقادات متفكران مذهبی مختلفی نسبت داده شده، از ستیزه میان كاتولیك ها و پروتستان ها، تا به سلطه سیاسی اسپانیا بر قسمت هایی از اسكاتلند و حتی از برابری های بارز تا تبعیضات دراماتیكی كه توسط جامعه فلاندر زبان مطرح می شد.
برای نزدیكی بیشتر با آثار بروگل نباید این نكته را نادیده بگذاشت كه بروگل در دوران خطرناكی می زیسته و لازم بوده تا در پناه "طنز تلخ" به ابراز عقاید پرداخت همان طور كه به طور بسیار زیبایی در آثار او بارز است.
بروگل در بروكسل می زیست كه دوك آلبا نیروهایش را در آگوست 1567 وارد شهر كرد. دوك توسط فیلیپ دوم ،پادشاه اسپانیا، كه استان های هلندی در سلطه او بودند فرستاده شده بود. دستور فرماندهان وادار كردن پروتستان ها به بازگشت به مذهب كاتولیك بود؛ در طی سالیان فیلیپ بسیاری را در مناطق تحت سلطنتش به مرگ محكوم كرده بود. این فشارها در نهایت منجر به جنگ های هشتاد ساله ای شد كه منجر به تشكیل بلژیك كاتولیك در جنوب و هلند پروتستان در شمال شد. این سال ها نشانگر عمق فاجعه و عدم توانایی جهت بیان صریح اعتقادات هنرمندانی چون بروگل است.
بدون شك نقاشی نیز همانند نویسندگی فن قرائت می طلبد؛ فقط نقاشی سطر به سطر نیست بلكه انتقال نگاه از جایی به جای دیگر است. در آثار بروگل بالاخص در تابلوهای پیچیده اش تركیب تضاد و تناقض دیده می شود و این همان وصل كردن رویا به زندگی روزمره است. بعد دیگر آثار بروگل جنون است. نقش جنون در دوره زندگی او حیاتی است. انسان در كلیتش معرفی می شود. از نظر معنوی توخالی است. نه قشری است و نه روشنفكر. زنان با آزادی تمام و به میل خود، به تن فروشی دست می زنند. برای نشان دادن ترس و نفرت لزومی برای ترسیم جهنم نیست. برای خودكشی از سول(اولین پادشاه یهود)، برای شكنجه دادن از مسیح، برای كشتار جمعی از بی گناهان در تابلوهای نقاشی الهام گرفته شده است.شهوت انسان در تابلوی "برج بابل" نقش بسته. ولی ناگهان در وسط "طوفان سیل آسا" خود را زیر آسمان داغ سرگردان می یابیم و حتی خود را با "بازی های كودكانه" سرگرم می بینیم. بروگل جزئیات را با تمام دقت نقش می زند. در تابلوها رنگ های متضاد و صحنه های ناموزون می بینیم ولی به لطف آگاهی نقاش به تركیب رنگ ها ، هیچ گونه ناهماهنگی در آنها به چشم نمی خورد.(با توجه به عدم پرسپكتیو كه در آن زمان طبیعی بوده است.) ناپایداری تركیب شگفت آور است،‌ناپایداری كه نقاش در حركات جمعی یا فردی نشان داده است نمود زیبایی است از سطوح و جایگاه دید نقاش، هنرمندی از جنس مردم، آشنا با پیچش های زندگی كه بی اعتنا نیست و دغدغه های "انسان" را فریاد می كند.

 

منبع:http://www.gdo.ir/gdo/2008-11-23-09-45-53/169-piter-brogel 


نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 ساعت 13:36 توسط مهدی صادقی زاده نظرات | |


:قالبساز: :بهاربیست: